آتيش بلا
داداشي با دوستش توحياط مدرسه بوده و هر كدوم برگه اي دستشون بوده ! و برگه دوستش ميفته رو زمين ! داداش در اين حين ميره قضاي حاجت
به جا بياره و بر ميگيرده ! مي بينه كه رفيقش برگه خودش رو با برگه ي اون عوض كرده ! بهش ميگه : تو برگه ها رو عوض كردي؟ ![]()
دوست: نه ! ![]()
داداشي: بگو جون مادرت !![]()
دوست : به جون خواهرم !![]()
...............
داداش اومده با آب و تاب تعريف ميكنه : مطهره فكر مي كنه من خرم نمي فهمم !
وقتي ميگم بگو جون مامانت ، نميگه !ميگه جون ابجيم ! من كه مي دونم اون آبجي نداره ! الهی
اون بچه اي كه تو شكم مامانش هست آبجي بشه و بميره !![]()
نتيجه اخلاقي: اين پسرها چه خطرناكند ! اگه گفتند قسم بخور ... به كس ديگه اي جز اوني كه اون ميگه قسم نخوريد ! عواقب داره، نفرين پشتش خوابيده !![]()
نتيجه كلي: ترسيدم !![]()
كريزي فراگ
مهمان كلاس موسيقي

لوسينه در مورد شخصيت "كريزي فراگ " داشت كنفرانس ميداد ! سر كلاس موسيقي ، فرهنگ، جامعه! يه درس سه واحدي ..اونم با 70 تا دانشجو !
اونم بعد ناهار !
اونم تو يه سالن درندشت !
فقط حال ميده آدم Mp3 رو بذاره تو گوشش و لم بده و به پاورپوينت استاد نگاه كنه !
(ضد حال قضيه هم اينه كه هي معصوم بگه ولوومش رو بيار پايين
)
لوسينه داشت تاريخچه رو مي گفت و يه اهنگش هم گذاشت و گفت كه كليپ تصويريش رونداره !![]()
اتفاقا من كليپش رو داشتم
! واسه كمك به آموزش بهتر دانشجويان عزيز
، گوشي هاي ام پي تري رودر اوردم ..رفتم جلو پيش استاد
..كنار لب تاپش و گفتم استاد من كليپش رو دارم !
سيم رابط رو زدم و حالا فايلم رو باز كردم !حالا حساب كنيد .تمام اين مراحل رو بچه ها دارند روي پرده مشاهده مي كنند ! يه عالمه آهنگ و يه چند تا كليپ و عكس كه توي mp3 بود !
حالا استاد اومده واسه خودش داره آهنگ ها رو باز ميكنه !
..اي ..اي ...حالا بيا و خوبي كن !
استاد ديگه به بقيه فايل هاي من چي كار داري؟!
اسپيكر هم روشن ..وولوم بالا ! د بدو واسه حفظ آبرو .. realone رو بستم !
كليپ رو گذاشتيم و بچه ها ديدند و كلاس تموم شد !
استاد ميگه ممنون از اعتماد به نفست ! ![]()
حالا اين چي هست ؟ شما خجالت نمي كشيد استادتون از اين ها نداره ولي شما داريد ؟ ! ![]()
همونجا كليپ رو روي دسك تاپ استاد ريختم ! ![]()
نتيجه اخلاقي: خانوم شما خجالت نمي كشيد كه سر كلاس ميشينيد لهو و لعب گوش ميدهيد؟
اونم در سالن شهيد مطهري؟
از استاد خجالت نمي كشيد از اسم اين شهيد خجالت بكشيد!*![]()
نتيجه انساني: حالا بيا خوبي كن ...استاد به بقيه فايل ها چي كار داري؟ ..آهنگ ها رو خواستيد ميديم خودتون گوش بديد ..ديگه چرا جلو 70 نفر آهنگ ميذاريد !![]()
دعاي پاياني : خدا رو شكر
استاد
نتيجه آخر: تا تو باشي اعتماد به نفس بالا ( همون خود شيريني سابق
) نداشته باشي !
* ياد اين حكايت افتادم كه يه جا پارتي بوده و بساطي و اين حرفا !
منكرات ميريزه تو خونه و يه ترك بيلمز هم بوده و اين حرفا!
ميرن و ميبينند بَــــه آب شنگولي
هم به راهه و و اين حرفا و روي ديوار هم ،از قضا عكس داريوش
بوده و ديگه از اون حرفا ! طرف تركه ميگه : شما از اين شهيد كه عكسش رو ديواره خجالت نمي كشيد كه شرب خمر مي كنيد؟ ![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 20:4 توسط : مطهره
