تبليغاتX
..::سایه پروانه::...
..::سایه پروانه::...
در کنار سایه‌ام سایه‌ی پروانه‌ایست...آرزو دارم بدانم صاحب آن سایه کیست
شنبه سی و یکم فروردین 1387
روایت گروه های خاموش از خود

بک گراند: چند روزیست در وبلاگستان بحث هایی درگرفته که در وب الیزه می توانید همه را یک جا ببینید. پس ابتدا آنهایی که در جریان نیستند نگاهی به وب الیزه بیندازند.

روند وبلاگ من بیشتر سمت و سوی خاطرات روزمره با چاشنی خنده است و حرف های جدی ام را نمی زنم! اما این پست کاملا جدی است.

 

 

 

مقدمه:

میلم را چک می کنم، خبرنگار ایسنا برایم سوالات مصاحبه ای فرستاده در باره اخلاق در وبلاگ نویسی و سوال های سو داری ۱طراحی کرده اند که مصاحبه شونده علنا نظر مثبتش را راجع به مقوله مطرح خواهد کرد. آیا در این فضا که هر بلاگری خودش است که حریم شخصی و خصوصی و عمومی خود را مطرح می کند و چارچوب برای خود و نوشته ها و کامنت گذارانش می گذارد می توان به درستی چهارچوبی اخلاقی برای وبلاگستان مطرح کرد؟

 

فضای ارتباطی:ما ارتباطاتی ها در ارتباط غیر کلامی بحثی راجع به فاصله یا فضای ارتباطی ۲ داریم، که شامل : صمیمانه، اجتماعی،عمومی،شخصی می شود. و هر کدام از این فضاها تعریف اینچ و سانتی متری و کسانی که اجازه دارند در این فضا وارد شوند ،دارند.

اما عملا در فضای اینترنت که بی زمانی و بی مکانی از خصوصیت های بارز این محیط است، مسلما ما نمی توانیم همان چهار فضا را ترسیم کنیم و لاجرم من به جای فضای ارتباطی که مقید به مکان است، یک فضای روانی را در سایبر ترسیم می کنم.

فضای ارتباطی فیزیکی و فضای ارتباطی روانی: البته هنوز نظریه ای راجع به فضای روانی ندیده ام ، اما برای توصیف فضای ارتباطی وبلاگستان باید فضای روانی ارتباطی حاکم را مورد بررسی قرار داد و اینکه این فضای روانی متاثر از هنجارهای۳ اجتماعی و فرهنگی جامعه واقعی است یا به دلیل خاصیت های فضای مجازی این نُرم ها به سوی شخصی شدن راه می برند؟

با نگاهی منطقی در میابیم که انسانی که در فضا و قواعد نظام اجتماعی و در حیطه یک ملت و سرزمین اجتماعی شده است در برخورد با این فضا، به بازنمایی خود اجتماعی  می پردازد و چه بسا  از سوی دیگر به ترسیم "خودی" که در جامعه به دلیل تابوها امکان رشد و فعالیت نیافته است بپردازد. و هم چنین در برخورد این دو فضا می توان خود مجازی داشته باشد آن گونه که خود می خواهد.

گروه های خاموش و روایت از خود:پس خرده انگاری است که اگر بیاییم و نهی کنیم از آن روی سکه ای که همیشه جزو گروه های خاموش ۴جامعه زیست کرده اند و هیچ صدایی برای بیان خود نداشته اند.واقعیت است بپذیریم هر صدایی نماد یک تیپ شخصیتی حاضر در جامعه است و هر طبقه و گروه هم شیوه زندگی ۵مختص خود را دارد. حالا مدتی رسانه های حاکم چشم و گوش ما را عادت داده اند که آنها را نشنویم و نبینیم! دلیل بر آن نیست که در فضای مجازی هم بخواهیم آنها را خاموش کنیم و بر سرشان بکوبیم!

در این پست من، راجع به "گروه های خاموش در فضای مجازی" بخوانید تا دریابید چه می گویم!

نتایج یک تحقیق:در تحقیقی که اخیرا انجام شده است و به بررسی وبلاگ های پ.و.ر.ن پرداخته شده ، تصویری که از رابطه بازنمایی شده بیشتر تصویری مردسالار بوده، که مردها راوی داستان ها بوده و به ویژه در رابطه با محارم! که طبق روایت هایی که صورت گرفته رابطه خواهر و برادر در سطر بوده است.

بماند که زنان به دلیل آنکه کمتر به این فضا دسترسی دارند و کمتر به ترسیم این رابطه می پردازند و به گونه ای این ترسیم نوعی تابو شکنی از طرف آنها محسوب می شود ، جایگاه ناچیزی در روایت ها دارند و بیشتر در همان روایت مردانه منفعل هستند.

به دلیل آنکه این داستان ها جنبه نوشتاری دارند، و مخاطب این وبلاگ ها در ذهن خود می توانند آنچه را که می خوانند  با توجه به آنچه که خود ایده آل می دانند ترسیم کنند به مراتب قوی تر از یک فیلم اثر می کند.راوی دیگریست اما مخاطب است که تمام حالات و چهره و رنگ را تخیل می کند و تخیل مرز ندارد۶

اما پدیده ای دیگری را که در پیش رو داریم، در گوشه ای از یک وبلاگ خاطرات نویس ، بلاگر که زن است گوشه ای از روابط خود را نوشته و این را هم ،پایاپای تمام نوشته های دیگرش می داند. و به خاطر این روایت در کامنت هایش مورد عتاب واقع می شود و این پرده افکنی را برایش شرم آور می دانند.

نوشتن در یک وبلاگ علاوه بر دلایل شخصی گاهی دلایلی اجتماعی دارد و فرد نگارش در این حوزه را برای ترویج آگاهی مناسب می داند. و گاهی به دلیل همین نوشته هایش مورد اعتماد سایر مخاطبان قرار می گیرد و به عنوان یک راهنمای فکری در این حوزه مخاطبان با او مراوده می کنند .و چه بسا می تواند نیاز به آگاهی را تامین کند.

لزوما بلاگری که در این حوزه می نویسد را نباید سوپر استار پ. و . ر. ن دانست.بلکه او فقط و فقط خواسته است که در این حوزه بنویسد مانند تمام وبلاگ های دیگری که در یک حوزه خاص می نویسند. پس دلیلی ندارد که به آنها انگ بزنیم. انسان چند بعدی است و این هم یکی از ابعاد انسانیت است.

اما همانطور که گفتم، تخیل مرز ندارد و اگر دغدغه ای از لطمه باشد به دلیل ذهن فعال و تصویر پرداز مخاطب احتمالیست.

 

در پایان:

من- به عنوان یک زن- که در همین جامعه بزرگ شده ام که نظام آموزشی آن  آموزش در این حوزه را در حد صفر می داند، هنوز بر این عقیده ام که اگر بخواهیم از بهترین روش برای آگاهی استفاده کنیم باید از خانواده آغاز کرد ! در ابتدا پدر و مادری متهم اند که ساده ترین مسائل را برای کودک خود باز نکرده اند و او با برخورد اتفاقی به این موضوع احساس گناه می کند.

دوستی میگفت: تا شب ازدواجش حتی هنوز فرق دختر و پسر را نمیدانسته و ضربه ی روحی شدیدی به او وارد شده  که او را در افسردگی حادی فرونشانده بوده.......

پرستاری میگفت: از روستاهای اطراف محل خدمتم جسد عروسی را آوردند که داماد بدون انکه بداند لزوما خونریزی برای همه نیست، دخترک بی گناه را کشته بود.

دختری میگفت: مادرم را نمی بخشم که به من آموزشی نداد و من به دلیل آنکه چیزی نمی دانستم شب عروسی ام کتک خوردم!

مشاوری داشتیم که به روابط زناشویی می پرداخت و تاکید بر حضور زن و مرد با هم در جلسات داشت. به دلیل آنکه  در جلسه دوم از بوسیدن صحبت کرده بود و تاثیر آن در رابطه ،عذرش را خواستند و کلاس هایش کنسل شد.


۱ Bias

 

۲ proxemics

۳ norm

۴ Muted group

۵ Life style

۶ این تحقیق هنوز چاپ نشده است.


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 13:17 توسط : مطهره
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387
آیا گوگل ریدر اعتیاد آور است؟

نامه ی یک معتاد به مشاور اعظم


 

سلام جناب مشاور اعظم

دختری هستم بیست و سه ساله!چند وقتیست که شدیدا و عجیبا و غریبا به یکی از فرزندهای خانواده  گوگل کبیر (گوگول ریدر عزیزم) تمایل وصف ناشدنی پیدا کرده ام! نمی دانم چه تحولاتی در ترشح هورمون ها اتفاق افتاده که بر مغز بنده هم تاثیر گذاشته است. به نظر شما این یک هوس زود گذر است و یا نه من می توانم به اینده ای روشن در معیت این فرزند گوگل امیدوار باشم؟ می دانم الان شما میگویید که تو یک بلاگر با پیج رنک 2 در یک خانواده  وبلاگ نویسی فارسی هستی و فکر کردن به یک خانواده بزرگ و بورژوا آمریکایی که حتی طبقه ی تو را مورد تمسخر قرار می دهند و با ریستریکت کردن خدمات خود،  حاضر به همکلامی با تو نیست ، محکوم به نابودیست و انها هم شان تو نیستند .اما جناب مشاور اعظم شما خودتان جوانی کردید و می دانید که عشق چیست و مرز نمی شناسد. آن هم در این دنیای مجازی لامکان و لازمان!

امیدوارم راه حلی برای مشکل این روزهایم بیابید.

                                                                                                           امضاء

 

 

جواب مشاور اعظم:


نامه ی شما را خواندم!

دخترم! صبور باش! شما را درک می کنم. اما باید به این مساله از دیدی عقلانی بنگرید.و واقعیت را هر چند تلخ بپذیرید. ما با تیم تحقیقاتی خود بر روی مشکل شما کار کردیم و به این نتیجه رسیدیم که شما نه عاشقید نه هوسباز بلکه با شواهدی که از بررسی آی پی شما بدست آمد ، شما یک معتاد به گوگل ریدر هستید.

دلایل اعتیاد شما به  دلیل این مزایای موجود در رید است که به شرح ذیل است:

  • با سرعت دایال آپ و باز کردن بیش از 30 تب برای سر زدن به وبلاگ های دیگران و دیر لود شدن بعضی از وبلاگ هایی که کد های جاوای حجیم  دارند و در نهایت وقت بسیاری که از شما میگیرد تا باز شوند، مسلما گوگول ریدر با این امکان که لینک ها را بر اساس زمان آپدیت شان ردیف کرده است و تعداد پست هایی که شما هنوز نخوانده اید  نشان می دهد، سرعت شما را در یافتن به روز بودن لینک ها بالا برده است.
  • گوگول ریدر با امکان تگ گذاری برای پست ها، به یک آرشیو و منابع اطلاعاتی مفید در موضوعات مختلف تبدیل شده است.
  • امکان ستاره گذاری، که نوشته های برتر را برای خود به راحتی از دیگر لینک ها برجسته می کنید.
  • با اشتراک گذاشتن لینک ها ، سایر دوستان خود را نیز در مطالعات خود سهیم می کنید.
  • با خواندن لینکهای به اشتراک گذاشته دیگران تا حدودی با سلایق و علایق و دایره روابطی لینک های دیگران آشنا می شوید.
  • لینک های به اشتراک گذاشته دیگران به شما سر نخ های جدیدی برای شناخت مباحث جاری وب و مباحث برجسته می دهد.
  • لینک های به اشتراک گذاشته شما را با پهنه ی وسیعی از دنیای وب که از نگاه شما جا افتاده بوده است آشنا می کند.
  • لینک هایی را که امکان دسترسی به انها در ایران مسدود است به راحتی می توان در گوگول ریدر مطالعه کرد.
  • دیگر با نصب ویندوز جدید غصه ی فیوریت های از دست داده تان در آی ای را ندارید چون تمام لینک های محبوب خود را در گوگل ریدر نگه می دارید.
  • مطالب آرشیوی وب ها را به آسانی در یک صفحه می توانید ببینید و لزومی بر باز کردن پنجره های بسیار در وبلاگ ها ندارید.

اما فرزندم، حتی با مزایایی که گوگول ریدر دارد شما باید آن نیمه دیگر خالی لیوان را هم ببنید.

 

معایبی که کارشناسان ما آنها را یافتند موارد زیر است:

  • شما تنها متن را می توانید ببینید و امکان افزودن کامنت بر متن ندارید و برای کامنت گذاشتن باید حتما صفحه مورد نظر را باز کنید . تنها افزونه ای در گوگل ریدر  برای وبلاگ های بلاگر موجود است که آنها را در گوگل ریدر قابل کامنت گذاری می کند.
  • با دیدن صرف متن در گوگول ریدر سایر زیبایی های موجود در وبلاگ ها و هم چنین لینک های وبلاگ ها و افزونه هایی که بر بلاگ های خود گذاشته اند و شاید بتواند نظر شما را جلب کند و آنها را نیز بخوانید ، از دست می دهید.
  • در گوگل ریدر شما نمی توانید به لینک ها امتیاز دهید.
  • تعداد ویزیتورهای صفحه اصلی وب ها کم می شود(افت کمیت) اما در نهایت بر کیفیت خوانده شدن پست توسط افراد دیگر (با امکان به اشتراک گذاری) افزوده می شود.
  • به دلیل ریستریکت بودن ایران، برخی از افزونه های مفید را نمی توانید دانلود کنید. نمونه اش گوگل گیر است که امکان خواندن گوگل ریدر را به صورت آفلاین فراهم می آورد و برای همین شما مجبورید بسیاری از وقت خود را انلاین سپری کنید.

 

فرزندم! توصیه می کنم برای حل مشکلتان به منطقه ی مخابراتیتان از ندادن ای دی اس ال شکایت ببرید که شما را مستلزم پرداخت این همه هزینه برای سرعتی لاک پشتی می کند و برای آنکه بتوانید اعتیاد خود را به دوستی و رابطه ای صمیمانه تبدیل کنید گوگل را دور بزنید تا بتوانید گوگل گیر را نصب کنید.

 

                                                                                      من الله توفیق

                                                         مشاور اعظم در امور اینترنت و خانواده

 

  

 متفرقه:

  1. کسی از ناصر خالدیان خبری نداره؟ خیلی وقته وبش آپدیت نشده!
  2. جدیدا معتاد شدم به جناب گوگل ریدر و وبلاگ هاتون رو هم اونجا می خونم! فکر نکنید بی معرفتی می کنم و کامنت نمیذارم!
  3. دوس جون من رفته خارجه! منتظر اومدنشم! دلتنگی هم بد چیزیه!!

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 15:21 توسط : مطهره
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387
مورد تفقد واقع می شویم!

دختر عموم برای عید دیدنی با دختر دو ساله اش به خانه ی ما  اومده بود. منم واسه اینکه سر بچه اش رو گرم کنم اوردمش تو اتاقم و بلندش کردم تا عروسک هامو برداره از دکور و بازی کنه!

ما این جونور کوچولو رو اوردیم و یه دفعه انگار که مار گزیده باشدش بلند داد زد: مامان! مامان! تِشیده!* تشیده! بیا دعواش کن!  *( کشیده،کشیده)

منم مات و مبهوت به این نیم وجب بچه زل زده بودم و با چشمهای از حدقه در اومده چشمام رو زوم کردم و به امتداد انگشت اشاره اش نگاه کردم، که به دیوار کنار تختم ختم میشد!

دختر عموم هم تعریف کرد که سحر خانم( نیم وجبی مذکوره)  عادت داره با مداد میفته به جون  در و دیوار خونه و اونها رو مورد تفقد قرار میده و دختر عموی گرام هم از خجالت سحر خانم درمیان!

بچه هم که دیده من رو دیوارای اتاقم نقاشی کردم و نوشتم( البته تو دنیای اون میشه خط خطی ) مامانش رو صدا کرده که منم مورد تفقد قرار بده!

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 22:38 توسط : مطهره